دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست   هرکه ما را این نصیحت میکند بی حاصلست

 

گر بصد منزل فراق افتد میان ما و دوست   همچنانش در میان جان شیرن منزلست

 

 

 

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 19:4 ] [ ] [ ]

جریمه 150 هزار تومانی هر خودرو در سال 94


به گزارش «تابناک»، با بررسی لایحه بودجه سال آینده که توسط دولتمردان تنظیم شده و بررسی آن در مجلس شورای اسلامی برای تصویب و تبدیل به قانون بودجه ادامه دارد، در یکی از بندهای درآمدی، متوجه افزایشی خواهیم شد که به شدت عجیب است؛ افزایش بیش از ۳۷ درصدی درآمد دولت از محل جرایم رانندگی به نسبت سال جاری!

بر اساس این بند، دولتمردان برنامه‌ریزی کرده‌اند که سال آینده نزدیک به ۲هزار و ۴۶۳ میلیارد تومان از مجموع درآمدهای پیش‌بینی شده را از محل درآمدهای حاصل از جرایم و خسارات به دست آورد که البته بیش از ۲۲۰۰ میلیارد تومان آن، قرار است از درآمد حاصل از جرایم رانندگی تأمین شده و در ردیف‌های هزینه‌ای بودجه صرف شود.

هرچند برشمردن جرایم رانندگی در زمره درآمدهای دولت، ‌چیز جدیدی نیست و همواره در لوایح بودجه وجود داشته، آنچه موجب تمایز این بند در لایحه سال آینده با بندهای مشابه در لوایح گذشته می‌شود، افزایش ۳۷.‌۵ درصدی آن است که به نوعی حساب و کتاب دولتمردان بر درآمدهای حاصل از این بند را ثابت می‌کند.

این در حالی است که اگر به تغییرات و افزایشی که چند صباحی است در جرایم رانندگی رخ داده (و تکرارش در فاصله کوتاه عجیب می‌نماید) توجه کنیم، آن زمان فرضیه افزایش نرخ جریمه‌های رانندگی و تأثیر مثبتی که در افزایش درآمدهای ناشی از آن خواهد داشت، رنگ باخته و ناگزیر از پذیرش این ‌خواهیم بود که سال ۹۴، سالی با جریمه‌های بیشتر برای رانندگان خواهد بود.

به عبارت بهتر، گویی مجریان قانون به این نتیجه رسیده‌اند که نظارت را بر رانندگان تا آنجا افزایش دهند که خطاهای رانندگان بیشتر دیده شده و جریمه شوند تا ردیف درآمدی در نظر گرفته شده برای آن در بودجه محقق شده و امکان صرف آن در ردیف‌های هزینه‌بر ممکن شود که در غیر این صورت، با کسری بودجه مواجه خواهیم شد که قصه‌ای بس طولانی به همراه خواهد داشت.

ماجرا زمانی عجیب‌تر می‌شود که مبلغ در نظر گرفته شده در لایحه را بر تعداد خودروهای موجود در کشورمان (از اتومبیل‌های سواری و مسافربری گرفته تا موتورسیکلت، کامیون و...) سرشکن کنیم که در این صورت به عدد ۱۵۰ هزار تومان جریمه به ازای هر یک از ۱۴ میلیون خودرو خواهیم رسید؛ یعنی هر راننده به طور متوسط باید ۱۵۰ هزار تومان جریمه شده و آن را بپردازد تا ردیف در نظر گرفته شده در لایحه محقق شود.

آنچه واضح است، نه در این بند و نه در اعداد و ارقام ریز و درشت دیگر در لایحه بودجه، مبلغ جدیدی برای بازدارندگی مردم از تخلفات رانندگی یا دیده نشده، یا افزایش آن به این میزان نبوده است که چنین امری می‌تواند تفاوت آشکاری با وظایف ذاتی دولت و روح شکل گیری نهادی چون راهنمایی و رانندگی باشد.

اگر به این گزاره موضوعاتی چون آمار بالای جان باختگان حوادث جاده‌ای در کشورمان، نقش اشکالاتی که در راه و خودرو وجود دارد و دو ضلع از مثلث تصادفات را شکل می‌دهد و مسائلی از این دست را بیفزاییم، آن زمان نگاه درآمدی به جرایم رانندگی و صرف نکردن آن در رفع این نواقص مشهود، اشکال بزرگتری به نظر می‌رسد.

این در حالی است که حتی موضوعاتی چون تأثیر‌گذاری افزایش جریمه‌ها در کاهش جزئی آمار کاملا اثبات نشده و محل مجادله است، چه برسد ‌بخواهیم هدفی را که برای این افزایش جریمه‌ها اعلام می‌شد، ‌بناگاه قلب کرده و درآمدزایی را جایگزینش کنیم. اینجاست که چشم‌داشت بیشتر دولتمردان به درآمدهای ناشی از جریمه شهروندان، حکم تعارضی را خواهد یافت که اثرات آن می‌تواند بسیار مخرب باشد.

تعارضی که در سایه آن شدت گرفتن نصب دوربین در معابر شهری و صدور جریمه‌های هوشمند به کمک آن، افزایش حضور پلیس در تعطیلات و مناسبت‌ها در محورهای مواصلاتی، اجرای طرح‌هایی چون رعایت خطوط عابر پیاده و ...، همه را در قالب کیسه دوختن جلوه‌گر خواهد ساخت و سخت است، ‌مناسبات انسانی و رعایت حقوق شهروندان را در ورای آن‌ها نشان داد!

[ چهارشنبه سوم دی 1393 ] [ 15:43 ] [ ] [ ]

ماه ربیع مبارک

 

[ سه شنبه دوم دی 1393 ] [ 21:3 ] [ ] [ ]

ایام تسلیت باد

 

[ یکشنبه سی ام آذر 1393 ] [ 7:47 ] [ ] [ ]

اربعین حسینی

[ جمعه بیست و یکم آذر 1393 ] [ 23:55 ] [ ] [ ]

روز دانشجو مبارک

 

[ یکشنبه شانزدهم آذر 1393 ] [ 10:4 ] [ ] [ ]

برای خنده

 

[ یکشنبه نهم آذر 1393 ] [ 22:47 ] [ ] [ ]

بدون شرح

 

[ یکشنبه نهم آذر 1393 ] [ 22:45 ] [ ] [ ]

آزمون PISA

PISA is an acronym taken from the "Programme for International Student Assessment".

 به نام خدا

سلام 

در این دیر وقتی شب مطالعه ای داشتم بر روی آزموم پیسا که به صورت جهانی برای سنجش یادگیری و آموزش  دانش آموزان برگزار میشه . وقتی به سایت این آزمون رفتم و نمونه سوالات و مواد آزمونی و شیوه اون رو دیدم خیلی برام جالب شد که بدونم در آزمونی با این کیفیت که سیستم آموزشی هم سنجیده میشه کدام کشور مقام اول رو داره؟ به نظر شما کدام کشور؟

بله این کشور فنلاند بود که مقام اول جهانی رو داشت. چند وقت پیش مستندی دیدم با عنوان پدیده فنلاند که توسط آمریکا ساخته شده بود و در اون به این فضیه اشاره داشت اما خیلی برام مهم نبود الان که مواد آزمون  و کم و کیف اون رو دیدم به نظر رسید کاش می تونستیم از سیستم آموزشی اونها بیشتر بدونیم. به هر حال در ادامه توضیح مختصری رو از یکی از سایت های اموزشی در مورد این آزمون دیدم رو براتون میارم برای مطالعه بیشتر به لینک پیوستی مراجعه کنید.

 

برنامه بین المللی ارزیابی دانش آموزان، یک آزمون جهانی است که برای ارزیابی موفقیت تحصیلی دانش آموزان 15 ساله در سراسر جهان اجرا می شود. در کشورهایی که برای اجرای این برنامه ثبت نام کرده اند، چند مدرسه به طور تصادفی انتخاب می شوند و کلیه دانش آموزان 15 ساله در آن مدارس، در یک آزمون بین المللی شرکت می کنند. نتایج این آزمون، میزان موفقیت تحصیلی دانش آموزان را در علوم و ریاضی و سایر شاخص ها در مقایسه با سایر کشورهای جهان و میانگین جهانی، نشان می دهد.

 برنامه بین المللی ارزیابی دانش آموزان، امروزه یکی از شناخته شده ترین و معتبرترین آزمون های سنجش دانش و مهارت های دانش آموزان است که هر سه سال یک بار اجرا می شود. این آزمون نه تنها مهارت و دانش را در زمینه علوم و ریاضی می سنجد بلکه مهم تر از آن به قابلیت هایی نظیر تفکر انتقادی و روش های حل مسئله نیز می پردازد. دانش آموزان در این آزمون، با سوالات ساده و تکراری نظیر امتحانات کلاسی رو به رو نیستند بلکه سوالات بر اساس شرایط و موقعیت های واقعی طراحی شده اند که دانش و مهارت دانش آموزان را در برخورد با موقعیت های حقیقی در جهان بیرون می سنجند دانش آموزان باید قادر باشند اندوخته های خود از کلاس های درس را به حل مسائل در جهان واقعی پیوند زنند و موقعیت ها و چالش های مطرح شده در سوالات را با کمک مهارت های ریاضی، علوم و زبان حل کنند.

 سوالات در این آزمون، از دو نوع چند گزینه ای و سوالات باز تشکیل شده اند. در طول 2 ساعت، دانش آموزان باید سوالاتی که با شیوه نوشتاری، نموداری یا تصویری است را بر اساس انتقال و تطبیق دانش خود با جهان واقعی پاسخ دهند. به طور معمول 13 سری مختلف از دفترچه سوالات در هر آزمون وجود دارد و دانش آموزان به طور تصادفی باید به یکی از دفترچه سوالات پاسخ دهند. این دفترچه ها از سوالات متفاوتی تشکیل شده اند که به طور علمی، هم ارز شده و در یک سطح قرار دارند.

 تا کنون نزدیک به هفتاد کشور در این آزمون شرکت کرده اند و هر دوره بر تعداد متقاضیان اجرای این آزمون افزوده می شود از کشورهای خاورمیانه نیز ممالکی نظیر لبنان، اردن، اسرائیل، ترکیه، تونس، قطر و امارات متحده عربی به طور دوره ای شرکت می کنند. از کشورهای آسیایی نیز چین، اندونزی، مالزی، ویتنام، قزاقستان، قرقیزستان، سنگاپور، کره جنوبی، ژاپن، هنگ کنگ و هند نیز از شرکت کنندگان این آزمون هستند. مابقی شرکت کنندگان را کشورهای اروپایی، امریکای شمالی و جنوبی و افریقا تشکیل می دهند. به عبارت دیگر می توان گفت که این آزمون، به طور وسیعی در سراسر جهان به رسمیت شناخته می شود.

 نحوه شرکت و ثبت نام در این آزمون نیز از طریق ثبت نام، دو سال زودتر از تاریخ برگزاری آزمون صورت می گیرد. کشورهایی که علاقمند به برگزاری آزمون هستند معمولا از طریق وزارت آموزش و پرورش با موسسه بین المللی PISA تماس می گیرند و پس از پرداخت هزینه ی اجرای آزمون،  ثبت نام می کنند. نوبت بعدی اجرای آزمون، سال 2015 است.

 جالب است که آزمون PISA تنها به ثبت و مقایسه عملکرد دانش آموزان در دروس ریاضی، زبان و علوم نمی پردازد بلکه تقریبا کل نظام آموزشی آن کشور را مورد بررسی قرار می دهد و هر شاخص را با معیارهای جهانی و در مقایسه با کشورهای دیگر نشان می دهد. برای مثال، علاوه بر مواردی همچون عملکرد ریاضی، علوم و مهارت خواندن (زبان)، این آزمون نتایج حاصل از بررسی مشارکت در آموزش (مدارس خصوصی یا دولتی)، منابع آموزشی، مشارکت دانش آموزان در اداره مدرسه، موقعیت اقتصادی و اجتماعی دانش آموزان، انگیزه و اعتماد به نفس دانش آموزان، تفاوت و تکثر قومی و فرهنگی دانش آمزوان در محیط مدارس، و مدیریت مراکز آموزشی را مورد ارزیابی قرار می دهد و نتایج ارزیابی خود را به تفصیل منتشر می نماید.

 ارزیابی این شاخص ها، می تواند تصویر روشن تری از جایگاه و موقعیت نظام آموزشی کشورها در مقایسه با یکدیگر به دست دهد. برای مثال در آخرین آزمونی که در سال 2012 اجرا شده، مشخص گشته که تقریبا تمامی کشورهای خاورمیانه در شاخص های مختلف آزمون، نتایجی زیر استاندارد و نرم جهانی به دست می آورند ولی کشورهای آسیای شرقی نظیر، چین، سنگاپور، کره جنوبی و حتی ویتنام در عملکرد ریاضی و علوم در سطحی بسیار بالاتر از نرم جهانی قرار دارند و در میان تمام کشورها، چین، سنگاپور و کره جنوبی بالاترین رتبه های کیفیت آموزش را در سراسر جهان به خود اختصاص می دهند. در میان کشورهای اروپایی نیز کشور فنلاند بهترین نتایج را کسب می کند.

 ایران هنوز به این نهضت نپیوسته است اما به نظر می رسد اگر نظام آموزش و پرورش ایران نیز قصد مقایسه کیفیت خود را با شاخص ها و معیارهای جهانی داشته باشد، می تواند در این آزمون یا آزمون های بین المللی مشابه، شرکت کند و جایگاه علمی و کیفیت نظام آموزشی خود را به بوته آزمایش گذارد.

برای اطلاعات بیشتر به وبسایت این سازمان مراجعه کنید PISA

[ یکشنبه نهم آذر 1393 ] [ 1:35 ] [ ] [ ]

باز هم تمدید

مهدی محمدی، وطن امروز- مذاکرات هسته ای در وضعیتی بسیار مبهم قرار دارد. وقتی به درون اتاق مذاکره نگاه می کنیم چند حقیقت بسیار مهم نمایان است:

1- مذاکرات با نقطه ای که بتوان آن را برد-برد نامید فاصله ای بسیار زیاد دارد.

2- جنش شکاف های موجود، مذاکراتی نیست، یعنی مسئله این نیست که دو طرف باید مذاکره بیشتری بکنند تا بتوانند درباره مسائل باقیمانده تفاهم کنند، بلکه جنس شکاف ها کاملا سیاسی و راهبردی و ناشی از نوع خاص نگاه امریکایی ها به نتیجه ای است که باید از این مذاکرات بیرون بیاید.

3- نشانه ای از اینکه آنچه اکنون در مذاکرات می گذرد، تاکتیکی برای امتیاز گیری در دقیقه 90 باشد، وجود ندارد. در واقع نمی توان فرض کرد امریکایی ها چیزی گفته اند که بناست بعدا از آن کوتاه بیایند. موضع فعلی امریکا را، بر اساس شناخت از اصولی که این موضع بر آن استوار شده، می توان موضع واقعی امریکا دانست.

4- از دید امریکا ایران یک طرف مذاکره نیست که باید چیزی بگیرد و چیزی بدهد. ایران، یک متهم است که باید هر چه دارد بدهد و در مقابل به هرچه گرفت راضی شود.

5- اصول حاکم بر مذاکرات، اصول هسته ای نیست. نگاه به مشروح مباحثات کاملا آشکار می کند که امریکایی ها به هیچ وجه –بر خلاف آنچه می گویند- روی بستن راه های حرکت ایران به سمت سلاح هسته ای متمرکز نیستند، بلکه هدف واقعی که تعقیب می کنند این است که با ایجاد هراس از آینده، ایران را وادار به پذیرش یک توافق بسیار بد بکنند که نه فقط برنامه هسته ای ایران را به شدت دچار آسیب می کند بلکه به نحو بی شرمانه ای محیط داخلی ایران را نیز هدف می گیرد.

بر اساس این 5 اصل، که یک توصیف محتاطانه اما دقیق از محتوای مذاکرات هسته ای بویژه پس از مذاکرات مسقط است، نکات زیر دارای اهمیت اساسی است:

1- اولین و مهم ترین نکته این است که امریکا در پی گرفتن یک باج بزرگ در ایران است. اتفاقی که در مذاکرات مسقط رخ داده هیچ معنایی جز این ندارد. اگرچه برخی معتقدند سفت شدن ناگهانی موضع مذاکراتی امریکا در مذاکرات مسقط صرفا یک تاکتیک کلاسیک مذاکراتی است –که بر اساس آن دو طرف در دقیقه 90 باید چنان رفتارکنند که گویی هیچ ترسی از شکست مذاکرات ندارند و این طرف مقابل است که باید امتیاز بدهد- اما برخی نشانه ها به ما می گوید آنچه در حال رخ دادن است چیزی فراتر از ظاهرسازی است. آنچه در مسقط اتفاق افتاده عملا این بوده است که امریکا از ایران خواسته برنامه غنی سازی خود را به طور بلند مدت واگذار کند و متقابلا تا زمانی بلند در آینده انتظار لغو واقعی تحریم ها را نداشته باشد. این نوع رفتار مذاکراتی، در حالی که عمق نیاز دولت اوباما به توافق با ایران روشن است، در واقع به این معناست که امریکایی ها تصور می کنند طرفی که باید امتیاز بدهد و از شکست مذاکرات بترسد، ایران است. سوال این است که چه عواملی چنین وضعیتی را بوجود آورده است؟

2- این سوال بسیار اساسی است که چرا و چگونه مذاکرات به وضعیت فعلی رسیده است؟ شکل دیگر این سوال این است که بپرسیم چه چیز باعث شده امریکایی ها تصور کنند می توانند امتیازی بسیار بزرگ از ایران بگیرند بی آنکه هیچ چیز درخوری ارائه کنند؟ چه چیز بده بستان را به باج خواهی و برد-برد را به برد-باخت بدل کرده است؟ من تصور می کنم اصلی ترین مسئله این است که در مشی دولت آقای روحانی هیچ چیز وجود نداشته است که امریکایی ها را متقاعد کند باید با این دولت به عنوان یک طرف قدرتمند مذاکراتی رفتار کنند و به آن امتیاز بدهند. اگر نگوییم همه، لااقل برخی از بخش های دولت، آشکارا امریکا را شریکی تصور می کرده اند که می توان با آن در حوزه نگرانی های مشترک به تفاهم رسید. همین بخش ها از دولت دشمنی امریکا با ایران را نگرانی هایی مشروع می خواندند که ایران خود نیز در بوجود آوردن آنها مقصر بوده و باید برای حل آنها به فرآیند اعتمادسازی تن بدهد. متولیان همین بخش ها بودند که شرط خروج ایران از فضای امنیتی را کوتاه آمدن در موضوع هسته ای اعلام می کردند. همین بخش ها امریکا را کم و بیش متقاعد کردند که در عمل، اعتقادی به یک استراتژی درون زای اقتصادی ندارند و می خواهند تمام بار اقتصاد کشور را به دوش یک توافق هسته ای بگذارند که تحریم ها را تعدیل می کند. و مهم تر از همه، همین بخش ها بودند که به امریکا گفتند آینده سیاسی آنها در گرو توافق هسته ای است و بدون یک توافق –توافقی که تاکید شد محتوایش هر چه باشد بهتر از توافق نکردن است- از صحنه سیاسی کشور حذف خواهند شد. ارسال این آدرس های اشتباه بود که مذاکرات را به وضعیت فعلی کشاند والا چرا امریکایی که در منطقه در مانده شده و هیچ راهی جز آویختن از ریسمان ایران نمی بیند، باید در مسقط به خود جرئت بدهد و از تعلیق همه چیز در ازای هیچ سخن بگوید؟ نتیجه این بحث یک جمله بیش نیست: آن روز که شما به چشم دوست به امریکایی ها نگاه می کردید، آنها شما را دشمن ترین دشمنان خود می دانستند.

3- اکنون زمزمه هایی بلند شده است که مذاکرات تمدید خواهد شد. هنوز روشن نیست که مکانیسم این تمدید چگونه خواهد بود ولی دو طرف می گویند که هرگز تن به شکست کامل مذاکرات نخواهند داد. سوال اصلی و مهم این است که بر چه اساس تیم مذاکره کننده به این نتیجه رسیده است که تمدید مذاکرات به سود ایران است. آیا تعطیل شدن بخشی دیگر از برنامه هسته ای ایران در ازای چند صد هزار دلار پول، روندی است که منافع ایران در آن نهفته باشد یا آنگونه که پیش تر در یادداشتی نوشته ام کل این داستان بازی امریکاست که به تدریج برگ های هسته ای ایران را از ایران بگیرد و در مقابل هیچ دستکاری جدی در تحریم ها نکند؟ مهم تر از این، واقعا چه تضمینی وجود دارد که در صورت تمدید مذاکرات و خرید زمان بیشتر، امریکایی ها موضع خود را تغییر بدهند و آینده مذاکرات بهتر از گذشته آن باشد؟ در حقیقت، موضوع کم و بیش روشن است: یا توافق کنید یا این روند را همین جا خاتمه بدهید.

[ دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 ] [ 19:2 ] [ ] [ ]