دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست          هرکه ما را این نصیحت میکند بی حاصلست


گر بصد منزل فراق افتد میان ما و دوست            همچنانش در میان جان شیرن منزلست

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 | 19:4 | نویسنده : |

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد              که بود ساقی و این باده از کجا آورد

تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر               که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن             که باد صبح نسیم گره گشا آورد

رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد           بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد

صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است         که مژده طرب از گلشن سبا آورد

علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست               برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ              چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم            که حمله بر من درویش یک قبا آورد

فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند                   که التجا به در دولت شما آورد



تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 20:51 | نویسنده : |



تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 13:24 | نویسنده : |
 



تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 13:20 | نویسنده : |
روز آخر ذي الحجه، روز آخر سال اسلامى قمرى است، لذا مرحوم «سيّد بن طاووس» نقل كرده است كه در اين روز، دو ركعت نماز مى خوانى و در هر ركعت، يك مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو الله» و  10 مرتبه «آية الكرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گويى: أللهُمَّ ما عَمِلتُ فى هذِهِ السـّـنةِ مِنْ عَمَل نـَهَيتـَـنى عـَـنهُ و لمْ ترْضَهُ، و نـَسيتهُ ولمْ تنسَهُ، وَدَعَوتنى اِلى التوبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَليْكَ، اَللهُمَّ فاِنى أسْتغفِرُكَ مِنهُ فاغفِرْ لى، وَما عَمِلتُ مِنْ عَمَل يُقَرّبـُـنى اِليكَ فاقبَلهُ مِنى، وَلا تقطعْ رَجائى مِنكَ ياكَريمُ. وقتي چنين كردى شيطان مى گويد: واى بر من! هرچه در مدّت اين سال زحمت كشيدم (و او را وسوسه كردم) با اين عمل، همه را از بين برد و سالش را به خير پايان داد.
 
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله روز اول محرم دو ركعت نماز مى‏ كرد. و چون فارغ مى ‏شد دست ها را بلند مى ‏كرد و اين دعا را سه دفعه مى‏ خواند:
 
اللهُمَّ أنتَ الإلهُ القَديمُ وَ هذِهِ سَنة جَديدَة فأسْألكَ فيهَا العِصْمَة مِنَ الشَّيْطان: خدايا تو معبود قديم هستي و اين است سال تازه‏. پس از تو در آن درخواست حفظ از شيطان.
 
وَ القوَّةَ عَلى هذِهِ النفس الأمَّارَةِ بالسُّوء وَ الإشْتِغالَ بمَا يُقَرِّبُني إليْكَ يَا كريمُ‏: و نيرو و قوت بر اين نفس اماره بدخواه را دارم و نيزاشتغال به آنچه مرا (در عمل) به تو نزديك گرداند اى كريم.
 
يَا ذاالجَلال وَالإكرَام يَا عِمَادَ مَنْ لاعِمَادَ لهُ يَا ذخيرَةَ مَنْ لا ذخيرَةَ لهُ يَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لهُ‏: اى صاحب جلال و بزرگوارى. اى پشتيبان كسى نگهدارنده و پشتبانى ندارد. اى ذخيره كسى ذخيره‏ اى ندارد. اى پناه بى‏ پناهان.
 
يَا غِيَاثَ مَنْ لا غِيَاثَ لهُ يَا سَندَ مَنْ لاَ سَندَ لهُ يَا كنزَ مَنْ لا كنزَ لهُ‏: اى دادرس بى ‏كسان اى پشتيبان بى ‏پشتوانان. اى گنجينه بى‏ گنجان.
 
يَا حَسَنَ البَلاء يَا عَظِيمَ الرَّجَاء يَا عِزَّالضُّعَفاء: اى نيك آزمايش كننده. اى بزرگ اميدوارى و از عز و شكوه ناتوانان.
 
يَا مُنقِذ الغَرْقَى يَا مُنجيَ الهَلكَى يَا مُنعِمُ يَا مُجْمِلُ يَا مُفضِلُ يَا مُحْسِنُ‏: اى نجات دهنده غريقان. اى نجات بخش هالكان. اى نعمت ده. اى نيكو. اى بخشنده. اى خوش رفتار.
 
أنتَ الذِي سَجَدَ لكَ سَوَادُ الليْل وَ نُورُالنهَار وَ ضَوْءُ القَمَر وَ شُعَاعُ الشَّمْس: تويى كه‏ براى تو سياهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع خورشيد.
 
وَ دَويُّ المَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَر يَا اللهُ لاشَريكَ لكَ‏: و صداي آب و صداى درخت سجده كرد. اى خدا شريكي براى تو نيست.
 
اللهُمَّ اجْعَلنا خَيْراً مِمَّا يَظنـّونَ وَ اغْفِرْلنَا مَا لا يَعْلمُونَ وَ لا تُؤَاخِذنا بمَا يَقولونَ‏: بار خدايا ما را بهتر از آن چه گمان برند بگردان و آن چه از (بدي هاى) ما ندانند بيامرز و بدان چه گويند از ما بازخواست مفرماى.
 
حَسْبيَ اللهُ لا إِلهَ إِلا هُوَ عَليْهِ توَكـّلتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرْش العَظِيم‏: بس است مرا خداى نيست معبود حقى جز او بر او توكل كردم و اوست پروردگار عرش بزرگ.
 
آمَنـّا بهِ كـُلٌّ مِنْ عِندِ رَبِّنا وَ مَا يَذ ّكـّرُ إِلا أُولوا الألبَابِ‏: به او گرويديم هر چه هست از نزد پروردگار ما است و يادآور نشود جزصاحبان خرد.
 
رَبَّنا لا تزغ قلوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَيْتنا وَهَبْ لنا مِنْ لدُنكَ رَحْمَة إِنكَ أنْتَ الوَهَّابُ‏: پروردگارا كج مكن دل هاى ما را پس از آن كه راه نمودى ما را و ببخش براى ما از پيش خودت رحمت زيرا كه تويى پر بخشش


تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 13:17 | نویسنده : |
 

تا صورت پيوند جهـــــــــــــــان بود علي بود
تا نقش زمين بود و زمــــــــان بود علي بود

آن قلعه گشايي که در قلعـــــــــه ي خيبر
برکند به يک حملــــــــه و بگشود علي بود

آن گُرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام
تا کـــــــــار نشد راست نياسود، علي بود

آن شيــــر دلاور که براي طمـــــــــــع نفس
بر خوان جهـــــــــــــان پنجه نيالود علي بود

شاهي که ولي بود و وصــــي بود علي بود
سلطان سخــــــــــــــا و کرم و جود علي بود

هم آدم وهم شيث و هم ادريس و هم الياس
هم صالــــــــــح پيغمبــــــــر و داوود علي بود

هم موسي و هم عيسي و هم خضر و هم ايوب
هم يوسف و هم يونس و هم هــود علي بود

مسجـــــود ملايک که شد آدم، ز علي شد
آدم چو يکي قبلـــــــــــه و مسجود علي بود

آن عارف سجّاد ، که خاک درش از قــــــــدر
بر کنگــــــره عرش بيفـــــــــــــــزود علي بود

هم اول و هم آخـــــر و هم ظاهـــــر و باطن
هم عابـــــــد و هم معبد و معبود ، علي بود

آن لحمک لحمـــــي ، بشنو تــــــا که بداني
آن يـــــــــــــار که او نفس نبي بود علي بود

موسي و عصــــا و يــــــــد بيضــــــــا و نبوت
در مصــــــــــر به فرعون که بنمود ، علي بود

عيسي به وجود آمدو في الحال سخن گفت
آن نطق و فصـــــــاحت که در او بود علي بود

خاتم که در انگشت سليمان نبي بود علي بود
آن نور خدايــــي که بر او بــــــــــــود علي بود

آن شاه سرافـــــــراز که اندر شب معــــــراج
با احمــــــــــد مختــــــــــار يکي بود علي بود

آن کاشف قرآن که خــــــــــــدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستــــــــود علي بود

آن شيـــــــــر دلاور که ز بهر طمــــــــع نفس
بر خوان جهـــان پنجه نيالـــــــــــود علي بود

چندان که در آفـــــــــــــاق نظر کردم و ديدم
از روي يقين در همه موجــــــــــود ، علي بود

اين کفر نباشد، سخـــــــن کفر نه اين است
تا هست علي باشد و تابــــــــــود علي بود

سرّ دو جهــــــــــــــان جمله ز پيدا و ز پنهان
شمس الحق تبريز که بنمـــــــود، علي بود



تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 12:43 | نویسنده : |
 

منبع

درس

ضریب

  • روانشناسی  پرورشی نوین ، تالیف دکتر علی اکبرسیف
  • روانشناس تربیتی، پروین کدیور

روانشناس تربیتی

۲

  • الگوهای تدریس 2004 ترجمه بهرنگی
  • مهارت های آموزشی و پرورشی دکتر حسن شعبانی (جلد ۱ و2)
  • روش و فنون تدریس دکتر اسکندر فتحی آذر، انتشارات دانشگاه تبریز

روشها و فنون تدریس

۳

  • مبانی نظری تکنولوزی آموزشی .دکتر هاشم فردانش
  • مقدمات تکنولوژی آموزشی دکتر محمد احدیان
  • مقدمات تکنولوژی آموزشی دکتر خدیجه علی آبادی
  • مباحث نوین در فناوری آموزشی ، سید عباس رضوی
  • تولید فیلم های آموزشی ، سید عباس رضوی
  • مقدمات تکنولوژی آموزشی حمصی و شهین دخت عالی
  • جزوه های درسی تولید برنامه های تلویزیونی و رادیو تلویزیون آموزشی
  • جزوه های اصول عکاسی و تولید فیلم

تکنولوژی آموزشی

۳

  • برنامه ریزی آموزشی ، دکتر یحیی فیوضات
  • برنامه ریزی درسی مدارس ، الف لوی ترجه فریده مشایخ
  • برنامه ریزی آموزشی ، مشاوران یونسکو ،ترجمه دکتر فریده مشایخ
  • مبانی برنامه ریزی درسی دکتر علی تقی پور ظهیر
  • مبانی برنامه ریزی آموزشی ، دکتر بهرام محسن پور
  • راهنمایی عملی برنامه ریزی درسی . حسن ملکی
  • برنامه ریزی درسی ،دکتر کوروش فتحی واجارگاه

رنامه ریزی درسی

۲

  • زبان تخصصی علوم تربیتی ۱ . محسن طالب زاده
  • 504
  • تست های سالهاهای گذشته زبان
  • English for social science فرهاد مشفقی
  • لغات آخر کتاب های علوم تر

زبان انگلیسی

۲

  • سنجش ،اندازه گیری وارزشیابی آموزشی دکتر سیف

سنجش

۱



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 | 7:0 | نویسنده : |

به گزارش افکارنیوز؛ درحالی که بانک ها از فعالیت بانکداری فاصله گرفته و وارد بنگاه داری و خرید و فروش ملک و زمین و خودرو شده اند، اکنون مدعی هستند که بانکداری الکترونیک دیگر برای آنها مقرون به صرفه نیست و باید از مردم و اصناف برای هر بار کارت کشیدن در دستگاه های کارتخوان، کارمزد بگیرند. روند کارمزدگیری از مشتریان بانکی ایران چندین ماه قبل آغاز شد؛ زمانی که مشتریان برای هربار مانده گیری موظف به پرداخت کارمزد شدند. مسئولان بانک مرکزی تاکید کرده اند که از این موضع خود کوتاه نمی آیند و هرکسی هم که خوشش نمی آید دستگاه ها را جمع کند. مسئولان بانک مرکزی می گویند در تمام دنیا، مشتری باید برای تمام خدمات بانکی کارمزد پرداخت کند و مشتریان در دنیا پرداخت های خود را بیشتر با پول نقد انجام می دهند تا دستگاه های کارتخوان. البته جدای از این موضوع که دیگر در تمام دنیا سیستم پرداخت نقدی، سیستمی منقرض شده است، بانک های دنیا بیشتر از اینکه به فکر جیب یا سرمایه خود باشند، بیشتر به فکر جذب مشتری هستند. همین موضوع سبب شد تا نگاهی به سیستم بانکداری غیراسلامی! دنیا و بانکداری اسلامی! بانک های ایران داشته باشیم. بیگانه ها چگونه به خرید می روند؟ در آن سو و این سوی دنیا کمتر دیده شده است که مردم برای دریافت پول نقد مقابل عابربانک ها و دستگاه های خودپرداز صف بکشند. آنها سبدی از کارت های اعتباری متنوعی را دراختیار دارند که می توانند بسته به نوع نیاز خود از این کارت ها استفاده کنند. بانک ها و شرکت های ارائه دهنده این کارت ها هر چند وقت یکبار نوع جدیدی از این کارت ها را با خدماتی متفاوت با گذشته عرضه می کنند. به روز بودن و تنوع زیاد خدمات کارت های اعتباری مشتریان را برای استفاده از آنها وسوسه می کند. این کارت های اعتباری به دو دسته تقسیم می شوند: دبیت کارت و کردیت کارت. کردیت کارت ، کارتی است که شما برای در اختیار گرفتن آن ، باید مشخصات و تصویر خود را در بانک به ثبت برسانید. بانک به شما اعتباری می دهد تا به وسیله آن بتوانید خرید انجام دهید. اما مبلغ خرید در واقع از جیب شما پرداخت نمی شود. بلکه از موجودی بانک است و شما در ابتدای هر ماه، صورت حسابی دریافت می کنید که برای آن مهلت پرداخت مشخص شده است. در صورتی که صورتحساب های خود را به موقع و منظم پرداخت نمایید، به عنوان یک مشتری خوش حساب شناخته می شوید و اعتبار بیشتری در اختیار شما قرار می گیرد. این نوع کارت با وجود قابلیت چشمگیری که به صاحب آن برای خرید می دهد ، اما همواره باید در مورد مبلغ بدهی خود آگاه باشید که توان بازپرداخت آن را داشته باشید. در غیر این صورت با قوانین سختگیرانه بانک مواجه خواهید شد. دبیت کارت ، مانند همین کارت های شتاب خودمان عمل می کند. درواقع این کارت ها می تواند به یک حساب بانکی متصل باشد و یا از پیش مبلغ آن پرداخت شده باشد. در هر دوی این حالت ها ، شما از موجودی خود خرج می کنید و در آینده نیازی به پرداخت ندارید. برخی از این کارت ها که با عنوان کارت هدیه یا گیفت کارت شناخته می شوند ، به حساب خاصی متصل نمی باشند و شما به همان میزانی که درخواست داده اید ، موجود در کارت خواهید داشت. سیستم های کردیت کارت، در حدود ۵۰ سال است که در دنیا مطرح شده است. مفهوم آن طبق نظر علمای اسلام، نه تنها هیچ انطباقی با بانکداری ربوی ندارد بلکه کاملا با مفهوم قرض الحسنه بانکداری اسلامی مطابقت دارد. شاید با خود بگویید چگونه شخصی در ازای یک اعتبار ساده می تواند مفت و مجانی خرید کند و هم بانکدار راضی باشد هم فروشنده و هم خریدار؟ سیستم کردیت کارت، به گونه ای طراحی شده است که گرچه بانک با یک اعتبار ساده پول نقد در اختیار مشتری می گذارد اما صادرکننده کارت برای فروشنده یک شرط می گذارد و آن هم این است که جنس با تخفیف به مشتری فروخته شود. درنتیجه، این تخفیف نصیب بانک می شود. در این سیستم هم فروشنده راضی است، چرا که مشتری گرچه به صورت نسیه خرید می کند اما فروشنده درهمان لحظه پول خود را از بانک دریافت می کند. بانک نیز راضی است چرا که هم مشتری برای خود دست و پا کرده است و هم اینکه سود بیشتری از محل تخفیف ، به جیب می زند. بنابراین درحالتی که ماهیانه ۴درصد به مشتریان خود سود می پردازند، ماهیانه چندین درصد از محل کارت های اعتباری از مردم سود می گیرند. آن هم بدون اینکه اصنافشان ناراضی باشند، مردمشان معتقد باشند بانک های در حال چپاول آنها هستند و بانک مرکزی نیز معتقد باشد بانک هایشان ضررده شده اند و باید ضرر آنها از محل کارمزد جبران شود. در آن سوی آب ها، بانک ها گرچه نام اسلامی را به یدک نمی کشند ولی کاملا مطابق با بانکداری اسلامی عمل می کنند. در بزرگترین بانک های غربی، کله گنده های اقتصاد در بانک سرمایه گذاری می کنند، بانک از محل سرمایه گذاری آنها به مردم خرد وام می دهد تا بتوانند به انتخاب خود، از بزرگترهای اقتصاد جنس خریداری کنند و کسب و کار کوچکی برای خود راه بیندازند. فعالیتی که دو طرف سود می برند. هم مردم سرمایه دار می شوند و هم سرمایه دارها سرمایه دار تر. اما در بانکداری ایران، بانک ها سرمایه های خرد مردم جمع آوری می شود و در اختیار بزرگترها قرار می گیرد. معامله ای که در آن تنها سرمایه دارها هستند که سود می برند و در آخر هم باز مردم هستند که باید پول ضرردهی بانک ها را با کارمزدها بپردازند و نه سرمایه دارهای نزدیک به منابع بانکی. در بانکداری ایران، مردم سود بالایی را به بانک ها می پردازند و بابت انواع خدمات بانکی کارمزد پرداخت می کنند اما در نهایت این سرمایه دارها هستند که به راحتی می توانند وام های میلیاردی از محل همین سپرده ها و کارمزدها دریافت کنند. این درحالیست که مردم برای دریافت یک وام دو میلیون تومانی باید چندین سند و ضامن و امضا فراهم کنند! درنهایت می توان به این نتیجه رسید شهروند خرد، قشر متوسط و فقیر در جامعه ایرانی کرامت انسانی ندارد و سیستم بانکی برای او کرامت انسانی قائل نیست. چرا که اگر بود سیستم بانکی می توانست با متنوع کردن خدمات خود، این اقشار را راضی نگه دارد. بانک مرکزی در حالی کارمزد را تعیین کرده است که نقش بدهکاران بانکی را در ضررده شدن بانک ها نادیده گرفته و راه حل خروج از وضعیت کنونی را در اخذ کارمزد از دستگاه های کارتخوان یافته است!



تاريخ : یکشنبه سیزدهم مهر 1393 | 10:14 | نویسنده : |

مهدی محمدی، وطن امروز- درک اینکه دولت آقای روحانی برای نهایی کردن یک توافق هسته ای با غرب بی نهایت مشتاق باشد اصلا دشوار نیست. سیاست خارجی دولت آقای روحانی بر دکترینی استوار شده که اگر توافق نهایی شکل نگیرد، هم خود بی اعتبار می شود و هم بسیاری دیگر از رویاهای غربگرایان را در ایران به سقوط خواهد کشاند. دکترین سیاست خارجی دولت از روز نخست این بوده که منشا بسیاری از مشکلات کشور ناتوانی گذشتگان از درست سخن گفتن با جهان بوده است. دولت روحانی بویژه محمد جواد ظریف وزیر خارجه او همواره اصرار داشته اند که اگر زبان جهان را بدانید و با آن با ادبیاتی دست و محترمانه سخن بگویید، گره بسیاری از مشکلات در دم گشوده خواهد شد و به تعبیر ویتگنشتاینی ها، زبان جدید، جهانی جدید را از پی خود خواهد آورد.

منتقدان البته می دانستند که داستان به عوض کردن واژگان و تغییر ادبیات محدود نخواهد ماند و به زودی سر از جاهای دیگری درخواهد آورد. دیری نپایید که محترمانه سخن گفتن جای خود را به پذیرش راهبرد اعتمادسازی داد که در اصل چیزی نیست جز اینکه ابتدای راه ابزارهای قدرت و اهرم های اصلی چانه زنی تان را از شما بگیرند و در ادامه مسیر دائما امتیازهای بیشتر بخواهند. پس از آن، استتراتژی «سخن گفتن به زبان جهان» تبدیل شد به به رسمیت شاختن تمامی نگرانی های غرب درباره ایران و بدتر از آن، پذیرفتن اینکه این نگرانی ها باید از همان راهی رفع شوند که غربی ها می خواهند. در نهایت، سخنگویان خوب ما در مواجهه با جهان ( که جهان را هم خلاصه در غرب می دیدند) تلویحا پذیرفتند که ایران تا اطلاع ثانوی یک استثناست، حقوقی کمتر از دیگران دارد و تکالیفش بیش از دیگران است و این اصلاح شدنی نیست الا اینکه پیمودن یک مسیر حدودا یک دهه ای اعتماد سازی را بپذیرد.

تا اینجا یک نتیجه گیری ساده به دست می آید: وقتی ما با غربی ها خوب حرف می زنیم، آنها متقابلا دلیلی نمی بینند که با ما همین کار را بکنند؛ وقتی ما نگرانی های آنها را به رسمیت می شناسیم، آنها بر فهرست نگرانی های خود می افزایند و وقتی ما دوستی می ورزیم، امریکایی ها به این نتیجه می رسند که دشمنی کردن کاری درست و به موقع بوده است.

اکنون اما، بویژه از سفر نیویورک به این سو، کار از درست حرف زدن و درست عمل کردن بسیار فراتر رفته و به درد دل کردن کشیده است.

سخنان حیرت انگیز آقای محمد جواد ظریف در روز 26 شهریور در جمع اعضای شورای روابط خارجی امریکا را چیزی جز درد انتخاباتی با دوستان امریکایی نمی توان نامید.

ظریف در این سخنان –که شبیه به آن را پیش تر هم گفته بود- در پاسخ به هاله اسفندیاری می گوید اگر غربی ها قدر فرصت ایجاد شده را ندانند و با دولت آقای روحانی توافق نکنند، مردم 16 ماه بعد در انتخابات مجلس پاسخ آنها را با رای دادن به جریانات غرب ستیز خواهند داد. وی برای اینکه مخاطبانش دقیقا متوجه عمق مسئله بشوند یادآوری می کند بار گذشته که در سال های 83 و 84 غربی ها فرصت توافق با ایران را از دست دادند رییس جمهوری در ایران بر سر کار آمد و 8 سال شیرین دولت را در دست داشت، که کسی مانند وی را بازنشسته کرد!

سخنرانی آقای ظریف در جمع اعضای شورای روابط خارجی امریکا، بویژه فقره اخیرالذکر آن، یعنی جایی را که وی برای بقا در صحنه سیاست داخلی ایران دست به دامن امریکایی ها می شود، باید احتمالا به عنوان جدیدترین مدل «درست حرف زدن» با غربی ها در تاریخ ثبت کنیم.

بعید می دانم کسی در دولت آقای روحانی می توانست صریح تر از این پس پشت داستان را بر ملا کند و راز مگویی را که اصلاح طلبان تلاش می کنند آن را در پستوها در گوش یکدیگر زمزمه کنند، اینچنین بر فراز بام فریاد بزند. و البته این را هم بعید می دانم که آقای دکتر روحانی –که در سفر نیوروک نشان داد امانتدار خوبی برای ارزش های انقلاب اسلامی است- چندان موافقتی با این مدل گشودن سفره دل برای اجنبی داشته باشد.

یکی از انتقادات مبنایی اصولگرایان به جریان اصلاح طلب هواره این بوده است که این جریان –همچون اسلاف دیگرش در طول تاریخ یک سده اخیر- همواره تلاش می کند خود را به نیروی مطلوب غرب در ایران تبدیل کند و سربزنگاه، به جای آنکه به سرمایه اجتماعی خویش امید ببندد، چشم به بیرون مرزها می دوزد و پیروزی و ماندگاری را از آنها طلب می کند. شاید به همین سبب است که این جریان، حتی وقتی در انتخاباتی مانند انتخابات سال 88، یک سرمایه اجتماعی عظیم به کف می آورد، باز هم به جای آنکه این سرمایه را در سبد نظام و انقلاب بگذارد، آن را دو دستی به غربیان هبه می کند تا ببینند چه سان می توانند از آن ابزاری برای توطئه و آشوب بسازند.

سخنان محمد جواد ظریف –که بیشتر خود را یک دوم خردادی می داند تا یک اعتدال گرا- در واقع دارای دو پیام اصلی است:

نخست او می خواهد به امریکا بگوید یگانه نیروهایی که درست سخن گفت با امریکا را بلدند همین هایی هستند که اکنون بر سر کارند و لذا غرب نباید از انجام وظیفه تاریخی خود در ماندگار کردن آنها قصور کند.

و دوم، ظریف به صراحت اعتراف می کند که این جریان برای ماندگار شدن در محیط سیاست داخلی کشور به کمک و اعانت و دستگیری غرب نیاز دارد و بدون آن، یعنی اگر قرار باشد صرفا به ظرفیت های داخلی خود اکتفا کند- بی تردید میدان را به حریفان واگذار خواهد کرد.

 هر دو اعتراف را باید به عنوان بخشی به یاد ماندنی از کارنامه جریان غربگرا در ایران ثبت کرد.

چه توافق نهایی انجام بشود و چه نشود، این موضوع از یاد نخواهد رفت که چگونه کسانی وقتی خلوتی با دوستان امریکایی خود پیدا کردند، نتوانستند در مقابل وسوسه «شیرین کردن خود» مقاومت کنند.

منتها ظریف یک نکته را خوب گفته است. بله در ایران، مردمی هستند که در موقع درست، در گرفتن تصمیم درست خطا نمی کنند.



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 9:8 | نویسنده : |

 

  1. e-Learning and the Science of Instruction by Ruth Colvin Clark & Richard E. Mayer
  2. Making Sense of Online Learning : A Guide for Beginners and the Truly Skepticalby Patti Shank & Amy Sitze
  3. The Online Learning Idea Book: 95 Proven Ways to Enhance Technology-Based and Blended Learning edited by Patti Shank
  4. The E-Learning Handbook: Past Promises, Present Challenges by Saul Carliner & Patti Shank
  5. Designing Successful e-Learning by Michael Allen
  6. Evidence-Based Training Methods by Ruth Clark
  7. Preparing Instructional Objectives : A Critical Tool in the Development of Effective Instruction by Robert F. Mager
  8. Instructional Design Strategies and Tactics by Cynthia B. Leshin, Joellyn Pollock, and Charles M. Reigeluth
  9. ISD: From the Ground Up : A No-Nonsense Approach to Instructional Design by Chuck Hodell
  10. The Art of Facilitation by Dale Hunter and Anne Bailey and Bill Taylor
  11. The Systematic Design of Instruction by Walter Dick, Lou Carey, James O. Carey
  12. Instructional Design by Tillman J. Ragan & Patricia L. Smith
  13. eLearning by Design by William Horton
  14. Graphics for Learning: Proven Guidelines for Planning, Designing, and Evaluating Visuals in Training Materials by Ruth C. Clark and Chopeta Lyons
  15. Guide to eLearning by Micheal Allen
  16. Creative Training Techniques Handbook: Tips, Tactics, and How-To’s for Delivering Effective Training by Robert Pike
  17. Made to Stick by the Heath brothers
  18. Designing Effective Instruction by Gary R. Morrison, Steven M. Ross, and Jerrold E. Kemp
  19. The Principles of Instructional Design by Gagne et al
  20. e-Learning and the Science of Instruction: Proven Guidelines for Consumers and Designers of Multimedia Learning by Ruth C. Clark, Richard E. Mayer
  21. Train for Results by Catherine Mattiske
  22. First Principles of Instruction by M David Merrill


تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 11:6 | نویسنده : |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.