دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست          هرکه ما را این نصیحت میکند بی حاصلست


گر بصد منزل فراق افتد میان ما و دوست            همچنانش در میان جان شیرن منزلست

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 | 19:4 | نویسنده : |

مهدی محمدی، وطن امروز- مذاکرات هسته ای در وضعیتی بسیار مبهم قرار دارد. وقتی به درون اتاق مذاکره نگاه می کنیم چند حقیقت بسیار مهم نمایان است:

1- مذاکرات با نقطه ای که بتوان آن را برد-برد نامید فاصله ای بسیار زیاد دارد.

2- جنش شکاف های موجود، مذاکراتی نیست، یعنی مسئله این نیست که دو طرف باید مذاکره بیشتری بکنند تا بتوانند درباره مسائل باقیمانده تفاهم کنند، بلکه جنس شکاف ها کاملا سیاسی و راهبردی و ناشی از نوع خاص نگاه امریکایی ها به نتیجه ای است که باید از این مذاکرات بیرون بیاید.

3- نشانه ای از اینکه آنچه اکنون در مذاکرات می گذرد، تاکتیکی برای امتیاز گیری در دقیقه 90 باشد، وجود ندارد. در واقع نمی توان فرض کرد امریکایی ها چیزی گفته اند که بناست بعدا از آن کوتاه بیایند. موضع فعلی امریکا را، بر اساس شناخت از اصولی که این موضع بر آن استوار شده، می توان موضع واقعی امریکا دانست.

4- از دید امریکا ایران یک طرف مذاکره نیست که باید چیزی بگیرد و چیزی بدهد. ایران، یک متهم است که باید هر چه دارد بدهد و در مقابل به هرچه گرفت راضی شود.

5- اصول حاکم بر مذاکرات، اصول هسته ای نیست. نگاه به مشروح مباحثات کاملا آشکار می کند که امریکایی ها به هیچ وجه –بر خلاف آنچه می گویند- روی بستن راه های حرکت ایران به سمت سلاح هسته ای متمرکز نیستند، بلکه هدف واقعی که تعقیب می کنند این است که با ایجاد هراس از آینده، ایران را وادار به پذیرش یک توافق بسیار بد بکنند که نه فقط برنامه هسته ای ایران را به شدت دچار آسیب می کند بلکه به نحو بی شرمانه ای محیط داخلی ایران را نیز هدف می گیرد.

بر اساس این 5 اصل، که یک توصیف محتاطانه اما دقیق از محتوای مذاکرات هسته ای بویژه پس از مذاکرات مسقط است، نکات زیر دارای اهمیت اساسی است:

1- اولین و مهم ترین نکته این است که امریکا در پی گرفتن یک باج بزرگ در ایران است. اتفاقی که در مذاکرات مسقط رخ داده هیچ معنایی جز این ندارد. اگرچه برخی معتقدند سفت شدن ناگهانی موضع مذاکراتی امریکا در مذاکرات مسقط صرفا یک تاکتیک کلاسیک مذاکراتی است –که بر اساس آن دو طرف در دقیقه 90 باید چنان رفتارکنند که گویی هیچ ترسی از شکست مذاکرات ندارند و این طرف مقابل است که باید امتیاز بدهد- اما برخی نشانه ها به ما می گوید آنچه در حال رخ دادن است چیزی فراتر از ظاهرسازی است. آنچه در مسقط اتفاق افتاده عملا این بوده است که امریکا از ایران خواسته برنامه غنی سازی خود را به طور بلند مدت واگذار کند و متقابلا تا زمانی بلند در آینده انتظار لغو واقعی تحریم ها را نداشته باشد. این نوع رفتار مذاکراتی، در حالی که عمق نیاز دولت اوباما به توافق با ایران روشن است، در واقع به این معناست که امریکایی ها تصور می کنند طرفی که باید امتیاز بدهد و از شکست مذاکرات بترسد، ایران است. سوال این است که چه عواملی چنین وضعیتی را بوجود آورده است؟

2- این سوال بسیار اساسی است که چرا و چگونه مذاکرات به وضعیت فعلی رسیده است؟ شکل دیگر این سوال این است که بپرسیم چه چیز باعث شده امریکایی ها تصور کنند می توانند امتیازی بسیار بزرگ از ایران بگیرند بی آنکه هیچ چیز درخوری ارائه کنند؟ چه چیز بده بستان را به باج خواهی و برد-برد را به برد-باخت بدل کرده است؟ من تصور می کنم اصلی ترین مسئله این است که در مشی دولت آقای روحانی هیچ چیز وجود نداشته است که امریکایی ها را متقاعد کند باید با این دولت به عنوان یک طرف قدرتمند مذاکراتی رفتار کنند و به آن امتیاز بدهند. اگر نگوییم همه، لااقل برخی از بخش های دولت، آشکارا امریکا را شریکی تصور می کرده اند که می توان با آن در حوزه نگرانی های مشترک به تفاهم رسید. همین بخش ها از دولت دشمنی امریکا با ایران را نگرانی هایی مشروع می خواندند که ایران خود نیز در بوجود آوردن آنها مقصر بوده و باید برای حل آنها به فرآیند اعتمادسازی تن بدهد. متولیان همین بخش ها بودند که شرط خروج ایران از فضای امنیتی را کوتاه آمدن در موضوع هسته ای اعلام می کردند. همین بخش ها امریکا را کم و بیش متقاعد کردند که در عمل، اعتقادی به یک استراتژی درون زای اقتصادی ندارند و می خواهند تمام بار اقتصاد کشور را به دوش یک توافق هسته ای بگذارند که تحریم ها را تعدیل می کند. و مهم تر از همه، همین بخش ها بودند که به امریکا گفتند آینده سیاسی آنها در گرو توافق هسته ای است و بدون یک توافق –توافقی که تاکید شد محتوایش هر چه باشد بهتر از توافق نکردن است- از صحنه سیاسی کشور حذف خواهند شد. ارسال این آدرس های اشتباه بود که مذاکرات را به وضعیت فعلی کشاند والا چرا امریکایی که در منطقه در مانده شده و هیچ راهی جز آویختن از ریسمان ایران نمی بیند، باید در مسقط به خود جرئت بدهد و از تعلیق همه چیز در ازای هیچ سخن بگوید؟ نتیجه این بحث یک جمله بیش نیست: آن روز که شما به چشم دوست به امریکایی ها نگاه می کردید، آنها شما را دشمن ترین دشمنان خود می دانستند.

3- اکنون زمزمه هایی بلند شده است که مذاکرات تمدید خواهد شد. هنوز روشن نیست که مکانیسم این تمدید چگونه خواهد بود ولی دو طرف می گویند که هرگز تن به شکست کامل مذاکرات نخواهند داد. سوال اصلی و مهم این است که بر چه اساس تیم مذاکره کننده به این نتیجه رسیده است که تمدید مذاکرات به سود ایران است. آیا تعطیل شدن بخشی دیگر از برنامه هسته ای ایران در ازای چند صد هزار دلار پول، روندی است که منافع ایران در آن نهفته باشد یا آنگونه که پیش تر در یادداشتی نوشته ام کل این داستان بازی امریکاست که به تدریج برگ های هسته ای ایران را از ایران بگیرد و در مقابل هیچ دستکاری جدی در تحریم ها نکند؟ مهم تر از این، واقعا چه تضمینی وجود دارد که در صورت تمدید مذاکرات و خرید زمان بیشتر، امریکایی ها موضع خود را تغییر بدهند و آینده مذاکرات بهتر از گذشته آن باشد؟ در حقیقت، موضوع کم و بیش روشن است: یا توافق کنید یا این روند را همین جا خاتمه بدهید.



تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 19:2 | نویسنده : |

محمد صدری، ایران هسته ای- ارزیابی های نشان می دهد در مذاکرات عمان پیشرفت های اعلام نشده مهمی وجود دارد ولی هنوز دو طرف در موقعیتی نیستند که بتوانند ادعا کنند به توافق نهایی دست یافته اند.

تجمیع اطلاعات موجود نشان دهنده چند حقیقت مهم است:

1- به نظر می رسد ایران و امریکا بر سر یک فرمول ترکیبی که ظرفیت غنی سازی محدودی را برای ایران تعریف می کند، به طور اصولی و نسبی توافق کرده اند. این فرمول، موضوع تعداد ماشین ها را با موضوعات دیگری مانند ذخیره مواد ایران، نوع ماشین ها، درصد غنی سازی، تحقیق و توسعه، شفافیت و نحوه تبدیل مواد ترکیب می کند. هنوز اطلاعات دقیقی از جزئیات این موضوع در دسترس نیست.

2- به نظر می رسد دو طرف درباره موضوع ظرفیت غنی سازی به نقطه ای رسیده اند که به تعبیر مقام های عمانی بازگشت ناپذیر است، اما روشن نیست که نسبت میان این فرمول تقریبا نهایی شده، با خطوط قرمزی که تیم مذاکره کننده موظف به رعایت آنها بوده چیست.

3- اینکه هیچ کدام از دو طرف، مذاکره ای برای یافتن یک فرمول تمدید توافق ژنو نکرده اند، نشان می دهد که اراده سیاسی برای یافتن فرمولی برای توافق نهایی بسیار جدی است و مسئله اصلی اکنون این است که آن فرمول پیدا می شود یا نه. شواهد نشان می دهد مهم ترین نکته باقی مانده جدول زمانی تعلیق و لغو تحریم هاست. «ایران هسته ای» مطلع شده طرف امریکایی در عمان حامل پیشنهاد جدیدی در این باره نبوده و موضع سابق خود را کماکان حفظ کرده است. موضع فعلی امریکا در این باره، برای ایران قابل قبول نیست.

4- این ارزیابی اکنون جدی است که بده بستان نهایی در شب 24 آذر یا احتمالا چند روز یا هفته پس از آن رخ خواهد داد و احتمالا امریکایی ها گزینه هایی دارند که برای لحظات پایانی ذخیره کرده اند اما روشن است که امریکا به خاطر برنینگیختن حساسیت صهیونیست ها مایل نیست به طور علنی به این موضوع تصریح کند.



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 | 18:6 | نویسنده : |
طرح/ حال و روز پدری که حیران است



تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393 | 12:50 | نویسنده : |
 


ماه تابان حرم کن تکلم پسرم

ای جگرگوشه من تو مسوزان جگرم

پدرت سوی توای سلسله گیسوی امد

تاکنار بدنت با سر زانو امد

((ای گل پرپر من ای علی اکبر من))

حال من را تو ببین دل من گشته غمین

بس که پیش پدرت میکشی پا به زمین

گه تماشا کنم این روی تماشایی تو

گه زنم بوسه بر این صورت زهرایی تو

((ای گل پرپر من ای علی اکبر من))

من سراپا دردم هر طرف میگردم

رفته نور نگهم خیمه را گم کردم

چه شود لب بگشایی وتوانم بدهی

یا زجا خیزی وره را تونشانم بدهی

((ای گل پرپر من ای علی اکبر من))

در دلم جا داری چشم زیبا داری

توزسر تا به قدم بوی زهرا داری

روی ماه توشبُ،گیسوی تو خم به خم است

همچو ای گل پسرم عمر کوتاه داری

((ای گل پرپر من ای علی اکبر من))

ای گل خشکیده وی زهم پاشیده

خیزو بین قاتل توبه غمم خندیده

بیم دارم گل خوشکیده بگیرم به برت

که کنم ای گل پرپرشده پاشیده ترت

((ای گل پرپر من ای علی اکبر من))

 



تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393 | 8:15 | نویسنده : |

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد              که بود ساقی و این باده از کجا آورد

تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر               که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن             که باد صبح نسیم گره گشا آورد

رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد           بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد

صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است         که مژده طرب از گلشن سبا آورد

علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست               برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ              چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم            که حمله بر من درویش یک قبا آورد

فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند                   که التجا به در دولت شما آورد



تاريخ : جمعه نهم آبان 1393 | 20:51 | نویسنده : |



تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 13:24 | نویسنده : |
 



تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 13:20 | نویسنده : |
روز آخر ذي الحجه، روز آخر سال اسلامى قمرى است، لذا مرحوم «سيّد بن طاووس» نقل كرده است كه در اين روز، دو ركعت نماز مى خوانى و در هر ركعت، يك مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو الله» و  10 مرتبه «آية الكرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گويى: أللهُمَّ ما عَمِلتُ فى هذِهِ السـّـنةِ مِنْ عَمَل نـَهَيتـَـنى عـَـنهُ و لمْ ترْضَهُ، و نـَسيتهُ ولمْ تنسَهُ، وَدَعَوتنى اِلى التوبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَليْكَ، اَللهُمَّ فاِنى أسْتغفِرُكَ مِنهُ فاغفِرْ لى، وَما عَمِلتُ مِنْ عَمَل يُقَرّبـُـنى اِليكَ فاقبَلهُ مِنى، وَلا تقطعْ رَجائى مِنكَ ياكَريمُ. وقتي چنين كردى شيطان مى گويد: واى بر من! هرچه در مدّت اين سال زحمت كشيدم (و او را وسوسه كردم) با اين عمل، همه را از بين برد و سالش را به خير پايان داد.
 
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله روز اول محرم دو ركعت نماز مى‏ كرد. و چون فارغ مى ‏شد دست ها را بلند مى ‏كرد و اين دعا را سه دفعه مى‏ خواند:
 
اللهُمَّ أنتَ الإلهُ القَديمُ وَ هذِهِ سَنة جَديدَة فأسْألكَ فيهَا العِصْمَة مِنَ الشَّيْطان: خدايا تو معبود قديم هستي و اين است سال تازه‏. پس از تو در آن درخواست حفظ از شيطان.
 
وَ القوَّةَ عَلى هذِهِ النفس الأمَّارَةِ بالسُّوء وَ الإشْتِغالَ بمَا يُقَرِّبُني إليْكَ يَا كريمُ‏: و نيرو و قوت بر اين نفس اماره بدخواه را دارم و نيزاشتغال به آنچه مرا (در عمل) به تو نزديك گرداند اى كريم.
 
يَا ذاالجَلال وَالإكرَام يَا عِمَادَ مَنْ لاعِمَادَ لهُ يَا ذخيرَةَ مَنْ لا ذخيرَةَ لهُ يَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لهُ‏: اى صاحب جلال و بزرگوارى. اى پشتيبان كسى نگهدارنده و پشتبانى ندارد. اى ذخيره كسى ذخيره‏ اى ندارد. اى پناه بى‏ پناهان.
 
يَا غِيَاثَ مَنْ لا غِيَاثَ لهُ يَا سَندَ مَنْ لاَ سَندَ لهُ يَا كنزَ مَنْ لا كنزَ لهُ‏: اى دادرس بى ‏كسان اى پشتيبان بى ‏پشتوانان. اى گنجينه بى‏ گنجان.
 
يَا حَسَنَ البَلاء يَا عَظِيمَ الرَّجَاء يَا عِزَّالضُّعَفاء: اى نيك آزمايش كننده. اى بزرگ اميدوارى و از عز و شكوه ناتوانان.
 
يَا مُنقِذ الغَرْقَى يَا مُنجيَ الهَلكَى يَا مُنعِمُ يَا مُجْمِلُ يَا مُفضِلُ يَا مُحْسِنُ‏: اى نجات دهنده غريقان. اى نجات بخش هالكان. اى نعمت ده. اى نيكو. اى بخشنده. اى خوش رفتار.
 
أنتَ الذِي سَجَدَ لكَ سَوَادُ الليْل وَ نُورُالنهَار وَ ضَوْءُ القَمَر وَ شُعَاعُ الشَّمْس: تويى كه‏ براى تو سياهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع خورشيد.
 
وَ دَويُّ المَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَر يَا اللهُ لاشَريكَ لكَ‏: و صداي آب و صداى درخت سجده كرد. اى خدا شريكي براى تو نيست.
 
اللهُمَّ اجْعَلنا خَيْراً مِمَّا يَظنـّونَ وَ اغْفِرْلنَا مَا لا يَعْلمُونَ وَ لا تُؤَاخِذنا بمَا يَقولونَ‏: بار خدايا ما را بهتر از آن چه گمان برند بگردان و آن چه از (بدي هاى) ما ندانند بيامرز و بدان چه گويند از ما بازخواست مفرماى.
 
حَسْبيَ اللهُ لا إِلهَ إِلا هُوَ عَليْهِ توَكـّلتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرْش العَظِيم‏: بس است مرا خداى نيست معبود حقى جز او بر او توكل كردم و اوست پروردگار عرش بزرگ.
 
آمَنـّا بهِ كـُلٌّ مِنْ عِندِ رَبِّنا وَ مَا يَذ ّكـّرُ إِلا أُولوا الألبَابِ‏: به او گرويديم هر چه هست از نزد پروردگار ما است و يادآور نشود جزصاحبان خرد.
 
رَبَّنا لا تزغ قلوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَيْتنا وَهَبْ لنا مِنْ لدُنكَ رَحْمَة إِنكَ أنْتَ الوَهَّابُ‏: پروردگارا كج مكن دل هاى ما را پس از آن كه راه نمودى ما را و ببخش براى ما از پيش خودت رحمت زيرا كه تويى پر بخشش


تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 13:17 | نویسنده : |
 

تا صورت پيوند جهـــــــــــــــان بود علي بود
تا نقش زمين بود و زمــــــــان بود علي بود

آن قلعه گشايي که در قلعـــــــــه ي خيبر
برکند به يک حملــــــــه و بگشود علي بود

آن گُرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام
تا کـــــــــار نشد راست نياسود، علي بود

آن شيــــر دلاور که براي طمـــــــــــع نفس
بر خوان جهـــــــــــــان پنجه نيالود علي بود

شاهي که ولي بود و وصــــي بود علي بود
سلطان سخــــــــــــــا و کرم و جود علي بود

هم آدم وهم شيث و هم ادريس و هم الياس
هم صالــــــــــح پيغمبــــــــر و داوود علي بود

هم موسي و هم عيسي و هم خضر و هم ايوب
هم يوسف و هم يونس و هم هــود علي بود

مسجـــــود ملايک که شد آدم، ز علي شد
آدم چو يکي قبلـــــــــــه و مسجود علي بود

آن عارف سجّاد ، که خاک درش از قــــــــدر
بر کنگــــــره عرش بيفـــــــــــــــزود علي بود

هم اول و هم آخـــــر و هم ظاهـــــر و باطن
هم عابـــــــد و هم معبد و معبود ، علي بود

آن لحمک لحمـــــي ، بشنو تــــــا که بداني
آن يـــــــــــــار که او نفس نبي بود علي بود

موسي و عصــــا و يــــــــد بيضــــــــا و نبوت
در مصــــــــــر به فرعون که بنمود ، علي بود

عيسي به وجود آمدو في الحال سخن گفت
آن نطق و فصـــــــاحت که در او بود علي بود

خاتم که در انگشت سليمان نبي بود علي بود
آن نور خدايــــي که بر او بــــــــــــود علي بود

آن شاه سرافـــــــراز که اندر شب معــــــراج
با احمــــــــــد مختــــــــــار يکي بود علي بود

آن کاشف قرآن که خــــــــــــدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستــــــــود علي بود

آن شيـــــــــر دلاور که ز بهر طمــــــــع نفس
بر خوان جهـــان پنجه نيالـــــــــــود علي بود

چندان که در آفـــــــــــــاق نظر کردم و ديدم
از روي يقين در همه موجــــــــــود ، علي بود

اين کفر نباشد، سخـــــــن کفر نه اين است
تا هست علي باشد و تابــــــــــود علي بود

سرّ دو جهــــــــــــــان جمله ز پيدا و ز پنهان
شمس الحق تبريز که بنمـــــــود، علي بود



تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 12:43 | نویسنده : |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.